تبليغاتX
گروه سخت افزار آموزش عالی نجف آباد

این سری از مادربردهای Asus که با چیپست X58 از اینتل عرضه خواهند شد دارای کارایی بسیار بالایی برای نیاز های روز افزون کاربران خواهد بود بخصوص مادربرد P6T Deluxe که پیش بینی میشود دارای تغییرات عمده ای در زمینه قطعات کلیدی مانند CPU Socket وChipset و کانالهای DIMM هست .  

در این مادربرد از دو چیپست X58 و ICH10R به ترتیب برای پل شمالی و جنوبی استفاده می شود که مانند چیپست X48 با 36 مسیر انتقال مرتبط با پل شمالی امکان استفاده از 4 اسلت PCI-E 16x (فعالیت در مد 8x) را فراهم خواهد کرد. همچنین َاین چیپست از CPU های نسل جدید اینتل (خانواده Nehalem) پستیبانی خواهد کرد که دارای کنترلر حافظه به طور مجتمع با پردازنده هستند و میتوانند از حافظه های DDR3 در حالت 3 کاناله (6 اسلت DIMM) پشتیبانی کنند. CPU های جدید قادر خواهند بود از 24 GB حافظه با پهنای باند کل 3200 مگابایت در ثانیه پشتیبانی کننده که در مقام مقایسه با X48 فقط از DDR3 پشتیبانی میکنند. این مادربرد دارای فناوری QPI برای ایجاد ارتباط بین CPU و مادربرد است که نرخ تبادل داده در آن 6.4 GT/s ( 3.2Ghz) و پهنای باند 25.6 GB/s (دو برابر پهنای باند فعلی در مقایسه با FSB 1600) میباشد.

از دیگر قابلیتهای این برد میتوان به پشتیبانی آن از هارد دیسکهای SAS نام برد که در مقایسه با رابطهای فعلی SATA در حالت RAID0 بهبود 39 درصدی امتیاز در پنچمارکهای HDD با نرم افزار PC Mark را نشان داده است. در این مادربرد میتوان از 2 هارد دیسک SAS استفاده نمود.

از دیگر قابلیتهای این برد میتوان به وجود رگولاتور 16 فاز برای پردازنده و پشتیبانی از الگوریتمهای DTS برای بهبود کیفیت صدا اشاره کرد.

 

 

نوشته شده توسط غفار در جمعه پانزدهم شهریور 1387 ساعت 12:2 | لینک ثابت |






نوشته شده توسط غفار در سه شنبه یازدهم تیر 1387 ساعت 16:42 | لینک ثابت |






 

نوشته شده توسط غفار در سه شنبه یازدهم تیر 1387 ساعت 16:29 | لینک ثابت |

مودم و V.92

V.92 و V.44 به معناي مودم هاي سريعتر هستند! مزاياي V.92 و V.44 به قرار زير است:

 

خواندن سريعتر اطلاعات از اينترنت

تكنولوژي فشرده كردن اطلاعات V.44 مي تواند به ميزان قابل توجهي سرعت دنلود را بالا ببرد. البته بايد حواستان به مودم هاي V.92 كه قابليت V.44  را ندارند باشد. چون اكنون مودم هاي مختلفي در بازار وجود دارند كه در بسته بندي آنها V.92/V.44 ذكر شده است ولي در حقيقت فقط V.92 هستند. يعني اگر نرم افزار لازم در وب سايت كارخانه سازنده موجود باشد، كاربر مي تواند به اين وب سايت مراجعه كرده و نرم افزار لازم را براي upgrade مودم خود دانلود كند. حتي بعضي از مودم هايي كه روي بسته بندي V.92/V.44 ذكر شده است داراي همه ويژگيهاي اين استاندارد نيستند.

 

اتصال سريعتر

مودم V.92 مي تواند 25 درصد سريعتر عمليات اتصال را انجام دهد.

 

پست الكترونيك سريعتر

زمانيكه يك نامه الكترونيك ارسال مي كنيد در حال ارسال اطلاعات از مودم هستيد. كه اين عمل با مودم  V.92  چهل درصد سريعتر انجام مي گيرد. كسانيكه داراي وب سايت شخصي هستند از نرم افزار هاي FTP  براي ارسال اطلاعات استفاده مي كنند. كه با اين تكنولوژي به ميزان زيادي در زمان خود صرفه جويي مي كنند.

تماس ها را از دست نمي دهيد

با اين تكنولوژي مي توانيد تلفن ها را جواب دهيد بدون اين كه از اينترنت قطع شويد

 

مقايسه مدل هاي مختلف V.92

براي مقايسه مدلهاي مختلف مودم هايي كه داراي استاندارد V.92 هستند بايد توجه داشته باشيد كه اين موارد در آنها رعايت شده باشد:

  • V.92 NOW باشند و نه V.92 READY
  • V.44 در دسترس باشد
  • پشتيباني و خدمات پس از فروش ( البته در ايران وجود ندارد )
  • گارانتي

تكنولوژي كه بعد از   V.92/V.44  آمده است 3049 است كه علاوه بر خصوصيات فوق اين قابليت را دارد كه مي تواند روي حالت انتظار قرار داده شود و بعد از اتمام مكالمه تلفني ادامه عمليات اينترنتي را انجام داد.

نوشته شده توسط غفار در شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت 11:26 | لینک ثابت |

بلوتوث

شركت اريكسون، اوايل سال 1998، براي تشكيل گروه Bluetooth Special Interest Group) SIG) به شركت‌هاي اينتل، نوكيا، توشيبا و IBM ملحق شد. شركت‌هاي مايكروسافت، موتورولا، 3Com و Lucent/Agere نيز در اواخر سال 1999 به اين گروه اضافه شدند. در نهايت فعاليت اعضاي اين گروه به تبديل‌شدن بلوتوث به يك استاندارد باز انجاميد تا سازگاري و پذيرش آن در بازار با سرعت بيشتري امكان‌پذير گردد.

مشخصات و ويژگي‌هايي كه توسط گروه SIG تعيين شد، به صورت رايگان در وب سايت رسمي بلوتوث قابل دسترسي است. در حال حاضر فناوري بلوتوث توسط بيش از 2100 شركت در سراسر دنيا حمايت مي‌شود. فناوري شبكه بي‌سيم شخصي (WPAN) نيز كه بر پايه بلوتوث است، اكنون به يك استاندارد IEEE تحت‌عنوان 802.51 WAPNs تبديل شده است. در سال 2003 تخمين زده مي‌شد كه عرضه تجهيزات همراه با فناوري بلوتوث تا سال 2005 به يك ميليارد واحد برسد.

مجموعه قوانين بلوتوث بيان مي‌كند كه دستگاه‌هاي مبتني بر اين استاندارد چطور براي ايجاد ارتباط، خود را گروه‌بندي مي‌كنند. يك شبكه شخصي بي‌سيم با فناوري بلوتوث (BT-WPAN) از Piconetها تشكيل شده است. هر Piconet مجموعه‌اي از حداكثر هشت دستگاه بلوتوث است. يك دستگاه به عنوان Master و سايردستگاه‌ها به عنوان Slave تعيين مي‌شوند. همان‌طور كه دربخش Piconet در ادامه همين مقاله توضيح داده شده است، دوPiconet مي‌توانند از طريق يك دستگاه  بلوتوث مشترك (يك Gateway يا Bridge) جهت تشكيل يك Scatternet به يكديگر متصل شوند. اين Piconet هاي متصل به هم در يك Scatternet، تشكيل يك زيرساخت (Backbone) براي شبكه موبايل (Mobile Area Network) مي‌دهند و به اين طريق دستگاه‌هايي كه نمي‌توانند به طور مستقيم با يكديگر در ارتباط باشند يا دستگاه‌هايي كه خارج از محدوده برد ديگري هستند را قادر مي‌سازد داده‌ها را از طريق چندين Hop (جهش) در Scatternet، انتقال دهند.

پياده‌سازي فعلي بلوتوث اساساً مبتني بر لينك‌هاي ساده نقطه به نقطه (Point-to-Point) ميان دستگاه‌هاي بلوتوث در داخل محدوده بُرد يكديگر است. با اين حال، مجموعه قوانين تعريف‌شده بلوتوث نه تنها راه حلي براي يك ارتباط نقطه به نقطه ارائه مي‌دهد، بلكه براي توپولوژي‌هاي شبكه‌اي پيچيده‌تر نيز راه‌حل دارد. بنابراين هدف، شكل دادن Scatternetهاي بلوتوث به نحوي است كه ارتباطات مؤثر و كارآمد را روي چندين Hop و با صرف زمان و توان مورد قبول فراهم كنند تا راه‌حل‌هاي End-to-End (ارتباط از هر نقطه به نقطه ديگر) قابل پياده‌سازي باشند.

شكل 1 - مجموعه پروتكل‌هاي بلوتوث‌

Protocol Stack در بلوتوث

مجموعه پروتكل در بلوتوث، از نظر منطقي به سه گروه تقسيم مي‌شود: گروه پروتكل Transport، گروه پروتكلMiddleware و گروه Application (شكل 1). 

گروه پروتكل Transport به دستگاه‌هاي  بلوتوث اجازه مي دهد مكان يكديگر را پيدا كنند و لينك‌هاي فيزيكي و منطقي (غيرفيزيكي) با پروتكل‌ها و Applicationهاي لايه هاي بالاتر را مديريت كنند. توجه داشته باشيد كه كاربرد كلمه Transport در گروه پروتكل Transport به معني همپوشاني آن با لايه Transport در مدل OSI (سرنام Open Systems Interconnection) نيست، بلكه اين پروتكل با لايه  فيزيكي و لايه Data-Link در مدل OSI تطابق دارند.

لايه‌هاي Radio Baseband ،Link Manager ،Logical Link Control و لايه‌هاي ‌(Adaptation L2CAP) و Host Controller Interface) HCI) در گروه پروتكل Transport جاي دارند. اين پروتكل‌ها از هر دو روش انتقال سنكرون و غيرسنكرون پشتيباني مي‌كنند. تمام پروتكل‌هاي اين گروه بايد از ارتباطات بين دستگاه‌هاي بلوتوث پشتيباني نمايند.

گروه پروتكل ميان‌افزار هم شامل پروتكل‌هاي استاندارد صنعتي و Third-Party و هم پروتكل‌هاي تدوين‌‌شده SIGاست. اين پروتكل‌ها به applicationهاي جديد و قديمي اجازه مي‌دهند روي لينك‌هاي بلوتوث عمل كنند. پروتكل‌هاي استاندارد صنعتي شامل پروتكل نقطه به نقطه ‌(PPP ،IP ،TCP ،WAP) و پروتكل‌هاي (object exchange OBEX)، كه از 1IrDA (سرنام Infrared Data Association) اقتباس شده‌اند، مي‌باشند.

پروتكل هاي بلوتوث كه توسط SIG توسعه داده شده‌اند، شامل موارد زير است:

1- يك شبيه‌ساز پورت سريال (2RFCOMM6) كه applicationهاي از قبل آماده شدهِ شركت‌ها را قادر مي‌سازد به طور يكپارچه روي پروتكل‌هاي انتقال بلوتوث كار كنند.

2- يك پروتكل سيگنالينگ كنترل تلفني 3(TCS) به صورت Packet-Based، براي مديريت عمليات تلفني

شكل 2- تعامل با پروتكل‌ها و Applicationهاي موجود

3- يك پروتكل يابنده‌سرويس 4(SDP) كه به دستگاه‌ها اجازه مي‌دهد درباره سرويس‌هاي در دسترس يكديگر اطلاعاتي به‌دست آورند. همان‌طور كه در شكل 2 مشخص است، استفاده مجدد از پروتكل‌هاي موجود و اينترفيس يكپارچه با Applicationهاي موجود، بالاترين اولويت در تهيه مجموعه قوانين بلوتوث بوده است.

گروه پروتكل‌هاي Application شامل Applicationهاي قديمي است كه از لينك‌هاي بلوتوث استفاده مي‌كنند. اين‌ها مي‌توانند هم شامل اپليكيشن‌توليد شده از قبل توسط شركت‌ها و هم شامل آن‌هايي كه قابليت بلوتوث دارند، باشند. در ادامه، مختصراً درباره لايه‌هاي موجود در گروه Transport بحث مي‌شود.

Radio Layer: مجموعه قوانين و ويژگي‌هاي اين لايه در وهله اول مربوط به طراحي Bluetooth Transceiverها (فرستنده-گيرنده) مي‌باشد.

Baseband layer: اين لايه مشخص مي‌كند كه چطور دستگاه‌هاي بلوتوث ساير دستگاه‌ها را جست‌وجو مي‌كنند و به آن‌ها وصل مي‌شوند. حالت‌هاي Master و Slave كه يك دستگاه ممكن است به خود بگيرد و همين طور ترتيب جهش‌هاي فركانسي‌ (frequency-hopping sequence) مورد استفاده توسط دستگاه‌ها در اين لايه تعريف شده‌اند. دستگاه‌ها از روش Packet-Based Polling به صورت 5TDD جهت در اختيار گرفتن اينترفيس هوا استفاده مي‌كنند.

هر يك از دستگاه‌هاي Master يا Slave فقط در اسلات زماني ‌(Time Slot) خود كه قبلاً به آن‌ها اختصاص داده شده است اقدام به ارسال يا دريافت اطلاعات مي‌كنند. همچنين در اين لايه، انواع بسته‌هاي داده ‌(packet)، روال‌هاي پردازش بسته‌ها و استراتژي كشف و اصلاح خطا، كدگذاري، انتقال بسته‌هاي داده و انتقال مجدد بسته‌ها
‌(Retransmission) تعريف شده‌اند.

لايه Baseband، دو نوع لينك را پشتيباني مي‌كند: 6SCO و 7ACL انتقال متناوب بسته‌هاي داده به صورت
Single-Slot از ويژگي‌هاي لينك‌هاي SCO به شمار مي‌رود. اين نوع لينك اساساً براي انتقال صدا استفاده مي‌شود كه نيازمند انتقال داده سريع و منسجم است. دستگاهي كه يك لينك SCO را ايجاد مي‌كند، اسلات‌هاي زماني مشخصي را براي استفاده خود رزرو مي‌كند. بسته‌هاي داده چنين دستگاهي به عنوان بسته‌هاي با اولويت بالا تلقي مي‌شوند و قبل از هر بسته ACL سرويس‌دهي مي‌شوند. يك دستگاه با لينك ACL مي‌تواند بسته‌هاي با اندازه‌هاي متفاوت و با اسلات‌هاي  زماني  به طول 1، 3 و 5 ارسال كند، ولي برخلاف لينك SCO، هيچ اسلات زماني رزرو شده براي آن ندارد.

Link Manager: اين لايه، پروتكل مديريت لينك 8(LMP) را پياده‌سازي مي‌كند. مسئوليت اين پروتكل، مديريت خواص لينك ارتباطي (اينترفيس هوا) بين دستگاه‌ها است. پروتكل LMP عملياتي همچون اختصاص پهناي‌ باند براي عموم داده‌ها، رزرو پهناي‌ باند براي ترافيك صوتي، تشخيص هويت (authentication) به روش Challenge-response، ايجاد ارتباط مطمئن ميان دستگاه‌ها ‌(Trust Relationships)، رمزگذاري داده‌ها و كنترل مصرف توان دستگاه‌ها را مديريت مي كند.

‌‌‌9L2CAP Layer: اين لايه اينترفيسي بين پروتكل‌هاي لايه‌هاي بالاتر و پروتكل‌هاي انتقال در لايه‌هاي پايين‌تر فراهم مي‌كند. L2CAP استفاده از يكي از پروتكل‌هاي متعدد لايه بالا (مانند RFComm و SDP) در هر زمان را پشتيباني مي‌كند. (Multiplexing) اين ويژگي، امكان به اشتراك‌گذاري اينترفيس هوا توسط چندين پروتكل و Application را فراهم مي‌كند. L2CAP مسئول قطعه‌قطعه‌كردن بسته‌ها (Segmentation)، اتصال مجدد آن‌ها ‌(Reassembly) و حفظ سطح سرويس توافقي بين دستگاه‌ها نيز هست.

10HCI Layer: اين لايه يك اينترفيس استاندارد براي Applicationهاي لايه بالاتر جهت دسترسي به لايه‌هاي پايين‌تر پشته پروتكل ‌(Protocol Stack) تعريف مي‌كند. وجود اين لايه در مجموعه قوانين الزامي نيست. هدف از آن، كمك به تعامل ميان دستگاه‌ها ‌و استفاده از Applicationها و پروتكل‌هاي موجود در لايه‌هاي بالاتر است.

ارتباط و انتقال داده
دستگاه Transceiver (گيرنده-فرستنده) در بلوتوث يك دستگاه مبتني‌ بر جهش فركانسي ‌(Frequency Hopping) به صورت Spread Spectrum است ‌(FHSS) كه از باند فركانسي 11ISM با فركانسي مياني 2.4GHz استفاده مي كند كه در سراسر دنيا بدون نياز به اخذ مجوز  قابل استفاده است. در بيشتر كشورها، 79 كانال در دسترس است. با اين حال، بعضي از كشورها فقط اجازه استفاده از 23 كانال آن را مي‌دهند.
 
قوانين و ضوابط 12FCC، حداكثر توان خروجي مجاز را به يك وات محدود و ملزم مي‌سازد كه حداقل 75 كانال از 79 كانال در حالت شبه‌تصادفي يا Pseudo Random مورد استفاده قرار بگيرند. يك دستگاه نمي‌تواند  روي يك كانال مشخص بيش از چهار دهم ثانيه در هر دوره 30 ثانيه‌اي كار كند. اين محدوديت‌ها براي كم كردن مقدار تداخلات در باند ISM اعمال شده‌اند كه توسط دستگاه‌هاي 802.11b/g، دستگاه‌هاي Home RF، تلفن‌هاي موبايل و اجاق‌هاي مايكروويو نيز استفاده مي‌شود.

بلوتوث از روش انتقال بسته‌هاي داده بر اساس Polling-Based Packet Transmission استفاده مي‌كند. تمام تبادل اطلاعات بين دستگاه‌ها تنها بين يك دستگاه Master و يك دستگاه Slave و بر اساس روش TDD انجام مي‌گيرد. هيچ ارتباط مستقيمي بين دو دستگاه Slave وجود ندارد.

دستگاه Master از هر دستگاه Slave كه در حالت Active باشد، پرس و جو مي‌كند تا مطمئن شود كه آيا داده‌اي براي ارسال دارد يا خير. دستگاه Slave تنها زماني كه Poll روي آن انجام گرفت، مي‌تواند داده خود را ارسال كند. همچنين دستگاه Slave بايد داده خود را در اسلات زماني ‌(Time Slot) بلافاصله بعد از اسلات زماني كه در آنPolling صورت گرفته است، ارسال كند.

دستگاه Master فقط در اسلات‌هاي زماني زوج بسته‌هاي داده را ارسال مي‌كند. در حالي كه Slave فقط در اسلات‌هاي زماني فرد اطلاعات مورد نظر را ارسال مي‌كند. در هر اسلات زماني، يك كانال فركانسي متفاوت f استفاده مي‌شود (يك Hop در ترتيب جهشي).

Piconet
مشخصات بلوتوث، يك Piconet را به صورت يك مجموعه موقتي و خود به خود شكل گرفته از دستگاه‌هاي بلوتوث تعريف مي‌كند. در يك Piconet يك دستگاه  نقش Master را دارد و ساير دستگاه‌ها Slave خواهند بود. در حالي كه محدوديتي روي مجموع تعداد slave‌هاي يك piconet وجود ندارد، ولي حداكثر هفت Slave در هر زمان مي‌توانند در حالت Active باشند. اگر بيش از هفت Slave وجود داشته باشد، ساير آن‌ها بايد در حالت Parked باشند (اين حالت‌ها در ادامه توضيح داده شده‌اند). حداكثر تعداد Slaveها در حالت Parked ،255 عدد در هر Piconet است، اگر از آدرس‌دهي مستقيم از طريق <آدرس Slave درحالت Parked> كه توسط SIG تعريف شده، استفاده كنند.

حال آن كه آدرس‌دهي غير‌مستقيم Slaveهاي در حالت parked از طريق آدرس مخصوص دستگاه بلوتوث نيز مجاز است كه در اين صورت مي‌توان هر تعداد Slave در حالت Parked در شبكه داشت. براي دوباره فعال كردن يك Slave  كه در حالت Parked است، دستگاه Master بايد ابتدا وضعيت يك Slave كه در حالت Active است را به Parked تغيير دهد.

هنگامي كه دو دستگاه بلوتوث وارد محدوده ارتباطي مي‌شوند، به برقراري ارتباط با يكديگر اقدام مي‌كنند. اگر هيچPiconet در آن زمان موجود نباشد، روال ايجاد يك Piconet آغاز مي‌شود. يك دستگاه (معمولاً هماني كه اقدام به آغاز ارتباط كرده بود)، Master مي‌شود و دستگاه ديگر نقش Slave را به‌عهده مي‌گيرد.

 هر دستگاه بلوتوث در داخل يك Piconet مي‌تواند يكي از نقش‌هاي Master ،Slave يا Bridge را به عهده گيرد. اين نقش‌ها موقتي هستند و تنها تا زماني كه خود Piconet وجود دارد، موجود هستند. اين دستگاه Master است كه فركانس، ترتيب جهش فركانسي، زمانبندي (براي وقوع جهش‌ها) و ترتيب فراخواني (Slave Polling‌ها) را تعيين مي‌كند. همچنين دستگاه Master مسئول صدور دستورالعمل جهت تعويض وضعيت Slaveها به حالت‌هاي مختلف در طول دوره عدم فعاليت است.

جهت ملحق شدن Slave به Piconet، دستگاه Master و Slave بايد اطلاعات مربوط به آدرس و ساعت را با هم رد و بدل كنند. هر يك از دستگاه‌هاي بلوتوث يك Global ID منحصر به فرد دارند كه براي ايجاد الگوي Hopping (جهش) استفاده مي‌شود. راديوي Master، اطلاعات Global ID و Offset ساعت خود را با هر Slave در Piconet خود به اشتراك مي‌گذارد تا Offset مورد استفاده در الگوي Hopping را فراهم كند.

يك Slave بايد قادر باشد ترتيب جهش فركانسي موجود در Piconet كه به آن ملحق شده است را دوباره ايجاد كند. همچنين بايد بداند در هر زمان از چه فركانسي استفاده كند و بايد خودش را با ساعت Master هماهنگ
(synchronize) كند.

دستگاه slave در واقع ساعت خود را تنظيم نمي‌كند، بلكه ساعت Master را دنبال مي‌كند و برنامه ارسال خود را طبق آن تنظيم مي‌نمايد.

 يك دستگاه Bridge يا (Gateway) در بلوتوث، دو يا چند Piconet را براي ارتباطات Multi-Hop (چندجهشي) به هم متصل مي‌كند. Bridge با تمام Piconet هايي كه به آن‌ها متصل است، ارتباط برقرار مي‌كند. به اين ترتيب كه هر زمان كه آماده برقراري ارتباط است، خود را با ساعت هر يك از Piconetها هماهنگ مي‌كند.

با اين حال، تنها با يك Piconet در هر زمان مي‌تواند در ارتباط باشد. از آن جايي كه Bridge براي ارتباط با هر Piconet متصل به آن، از يك زمانبندي ساعت ‌(Clocking) به زمانبندي ديگر تغيير وضعيت مي‌دهد، يك بار اضافي را تحميل مي‌كند كه مي‌تواند آن را به گلوگاه‌ تبديل‌ كند. يك دستگاه Bridge مي‌تواند در تمام Piconetهايي كه به آن‌ها متصل است، Slave باشد يا در يك Piconet به عنوان Master و در ساير آن‌ها Slave باشد. اتصال دو يا چند Piconet از طريق دستگاه‌هاي Bridge منجر به ساختاري در بلوتوث به نام Scatternet مي‌شود.
 
همان‌طور كه شكل3 نشان مي‌دهد، يك دستگاه  بلوتوث مي‌تواند در يكي از حالت‌هاي زير باشد: Standby ،Inquiry ،Page ،Connected ،Transmit ،Hold ،Park يا Sniff. يك دستگاه هنگامي در حالت Standby قرار مي‌گيرد كه روشن است، ولي هنوز به piconet ملحق نشده است. هنگامي كه چنين دستگاهي درخواست‌هاي خود را براي يافتن ساير دستگاه‌هايي مي‌فرستد كه ممكن است به آن‌‌ها متصل شوند، وارد حالت Inquiry مي‌شود.

شكل 3- حالت‌هاي مختلف يك دستگاه در بلوتوث


هنگامي كه Master موجود در يك Piconet قصد دارد پيام‌هايي را جهت يافتن دستگاه‌هاي ديگر بفرستد و آن‌ها را براي ملحق شدن به Piconet دعوت كند، در حالت Page قرار مي‌گيرد. وقتي ارتباط موفق بين Master و دستگاه جديد برقرار مي‌شود، دستگاه جديد به وضعيت Slave در مي‌آيد و وارد حالت Connected مي‌شود و يك آدرس فعال ‌
(Active) دريافت مي‌كند. تا هنگامي كه Slave در وضعيت Connected است، مي‌تواند در زمان‌هايي كه Master آن را بازخواني ‌(Poll) مي‌كند، داده خود را ارسال كند. يك Slave در طول زمان ارسال داده خود، درحالت Transmit است و در پايان ارسال، به حالت Connected بر مي‌گردد.

حالت Sniff وضعيتي است كه دستگاه مصرف توان پايين‌تري دارد و در واقع Slave در مدت اسلات‌هاي زماني از پيش تعريف‌شده، مي‌خوابد (Sleep) و در اسلات زماني مقرر، جهت انتقال داده بيدار مي‌شود. سپس به حالت غيرفعال خود بر‌مي‌گردد تا زمان Sniff تعيين شده بعدي براي آن فرا رسد. حالت Hold، وضعيت ديگري با مصرف توان پايين است كه دستگاه Slave براي مقدار زمان از قبل مشخص‌شده فعال ‌(Active) نيست. هيچ انتقال داده‌اي در حالتHold اتفاق نمي‌افتد. هنگامي كه دستگاه Slave، هيچ داده‌اي براي دريافت يا ارسال ندارد، Master مي‌تواند فرمان دهد كه Slave به حالت Parked برود. هنگامي كه Slave به حالت Parked برود، آدرس Active خود را در Piconet رها مي‌كند. سپس آدرس به Slave ديگري كه Master قصد تغيير وضعيت آن از حالت Parked و دوباره فعال كردن آن را دارد، داده مي‌شود.

نتيجه گيري‌
فناوري بي سيم بلوتوث چندين نكته كليدي دارد كه منجر به سهولت پذيرش گسترده آن مي‌شود و در ادامه به برخي از آن‌ها اشاره مي‌كنيم:

1- مجموعه قوانين آن باز است و توسط همگان قابل دسترس و رايگان است.

2- ويژگي بي‌سيم با بُرد كوتاه آن، دستگاه‌هاي جانبي را قادر مي‌سازد روي يك اينترفيس (هوا) تبادل اطلاعات كنند و بنابراين جايگزيني است براي كابل‌ها كه شامل كانكتورهايي با انواع شكل و اندازه و تعداد Pinها مي‌باشند.

3- بلوتوث هم از صدا و هم از ديتا پشتيباني مي‌كند و اين ويژگي آن را به عنوان فناوري ايده‌آلي درآورده است كه انواع دستگاه‌ها را قادر مي‌سازد با يكديگر ارتباط برقرار كنند.

4- بلوتوث از باند فركانسي‌اي استفاده مي‌كند كه در تمام دنيا در دسترس است.

پي‌نوشت‌
1- انجمني كه خصوصيات فيزيكي و استانداردهاي پروتكل ارتباطي براي تبادل اطلاعات با استفاده از امواج مادون قرمز و در مسافت‌هاي كوتاه را تعريف مي كند.

2- RFC سرنام Radio Frequency Communication 
3- Telephony Control Signaling
4- Service Discovery Protocol
5- Time Division Duplexing
6- Synchronous Connection-Oriented 
7- Asynchronous Connection-Less
8- Link Manager Protocol
9- Logical Link Control and Adaptation Protocol
10- Host Controller Interface
11- Industrial Scientific Medical
12- Federal Communications Commission

 

منبع:IEEE Potentials

نوشته شده توسط غفار در شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت 11:21 | لینک ثابت |

مخرب ترین ویروس های تاریخ

CIH
مبدا انتشار اين ويروس كشور تايوان بود. اين ويروس در ماه ژوئيه سال 1998 انتشار يافت و توانست به حجم عظيمي از داده‌هاي رايانه‌هاي شخصي آسيب برساند و خسارتي بين بيست تا هشتاد ميليون‌دلار را در سراسر دنيا به بار آورد. اين ويروس فايل‌هاي اجرايي سيستم‌عامل‌هاي ويندوز 95، 98 و ME را آلوده مي‌كرد و تا زماني‌كه سيستم در حال كاركردن بود، در حافظه به منظور تخريب بيشتر باقي مي‌ماند. چيزي كه اين ويروس را بسيار خطرناك مي‌كرد، نوشتن داده‌هايي بلافاصله پس از فعال شدنش روي هاردديسك بود كه سبب مي‌شد سيستم به كلي از كار باز ايستد. از طرفي، اين ويروس قادر بود اطلاعات بايوس را رونويسي كند و مانع راه‌اندازي سيستم شود.

از آن‌جايي كه اين ويروس فايل‌هاي اجرايي را آلوده مي‌ساخت، توانست به سرعت توسط ناشران نرم‌افزار پخش شود. تا جايي كه عرضه يكي از بازي‌هاي ساخت شركت معروف Activision با نام Sin، آلوده به اين ويروس بود. ويروس CIH با نام چرنوبيل نيز شناخته مي‌شود. دليل آن انتشار همزمان آن با سالگرد واقعه انفجار نيروگاه هسته‌اي چرنوبيل است. اين ويروس قادر به آلوده‌سازي سيستم‌عامل‌هاي ويندوز 2000، NT و XP نيست و بدين ترتيب اين روزها تهديدي جدي به حساب نميآيد.

Melisa
در روز جمعه 26 مارس سال 1999 خبر انتشار ويروس W97/Melisa تيتر اول بسياري از روزنامه‌ها در سراسر جهان بود. اين ويروس كه يك ماكرو در نرم‌افزار 97word بود، توانست حدود پانزده تا بيست درصد كل رايانه‌هاي دنيا را آلوده سازد و خسارتي در حدود سيصد تا ششصد ميليون دلار را به بار آورد. اين ويروس به قدري سريع انتشار مي‌يافت كه شركت‌هايي نظير اينتل و مايكروسافت كه از نرم‌افزار آوت‌لوك استفاده مي‌كردند، مجبور شدند استفاده از آن را تا مدتي كنار بگذارند.

عملكرد اين ويروس بدين ترتيب بود كه پس از آلوده كردن قرباني توسط برنامه آوت لوك، خود را براي پنجاه آدرس موجود در فهرست تماس رايانه آلوده شده ارسال مي‌كرد. پيغام ارسالي توسط اين ويروس حاوي عبارت <سند درخواستي شما هم اكنون در اختيار شماست... آن را به كسي ديگر نشان ندهيد> و يك ضميمه با فرمت فايل برنامه ورد بود. به محض بازكردن سند ورد از جانب گيرنده ايميل آلوده، ويروس مذكور فرصت مي‌يافت خود را تكثير نمايد و روند آلوده‌سازي را پيگيري كند. تأثير نامطلوب اين ويروس آن بود كه در ابتداي اسناد با فرمت برنامه ورد عباراتي از برنامه تلويزيوني خانواده سيمپسون را درج مي‌كرد.

I  LOVE  YOU
اين ويروس يك اسكريپت نوشته شده در محيط ويژوال بيسيك است كه دستمايه خلاقانه آن، وعده دوستي است. و با نام‌هاي ديگر LoveLetter و LoveBug نيز شناخته مي‌شود. اين ويروس در ابتدا در تاريخ سوم ماه مي سال 2000 در كشور هنگ كنگ كشف شد و از طريق ايميل با موضوع انتشار يافت كه ضميمه آن يك فايل با نام Love-Letter-For-You-.TXT.vbs بود. به محض اين‌كه اين فايل توسط قرباني باز مي‌شد، خود را به تمام آدرس‌هاي موجود در فهرست تماس برنامه آوت لوك ارسال مي كرد. همچنين فايل‌هاي موسيقي، تصويري و ... را با يك نسخه از خود رونويسي مي‌كرد. بدتر از آن اين‌كه، اين ويروس  اقدام به ربودن شناسه‌ها و كلمات عبور مي‌كرد و آن‌ها را براي نويسنده خود ارسال مي‌نمود.

در نهايت اين ويروس با انتشار خود باعث شد خسارتي در حدود ده تا پانزده ميليارددلار به بار آيد. نكته جالب در مورد اين ويروس آن است كه نويسنده آن به دليل اين‌كه مقيم كشور فيليپين بود و با توجه به اين‌كه در آن زمان قوانيني براي مقابله با چنين اعمالي وضع نشده بود، بازداشت نشد.

CODE RED
اين ويروس در طبقه‌بندي ويروس‌ها در زمره كرم‌ها قرار مي‌گيرد؛ ويروس‌هايي كه از طريق شبكه اينترنت منتشر مي‌شوند. ويروس مذكور در تاريخ  سيزدهم جولاي سال 2001 ميلادي انتشار يافت و يك حفره امنيتي نرم‌افزار IIS  مايكروسافت را هدف قرار داده بود كه بعداً مايكروسافت در اواسط ماه ژوئيه همان سال وصله ترميمي آن را عرضه كرد. اين ويروس با نام Bady نيز معروف است كه براي رساندن حداكثر مقدار خسارت طراحي شده است.
بلافاصله پس از اين‌كه سرور ميزبان سايت‌ها با اين ويروس آلوده شود، در سايت‌هاي ميزباني‌شده پيغام
http://www.worm.com !hacked> مشاهده مي‌شود.

اين ويروس پس از آلوده كردن سرور جاري، به دنبال آلوده‌كردن ساير سرورها به كار خود ادامه مي‌دهد و اين روند تا بيست روز ادامه مي‌يابد و پس از آن حملات از نوع DoS عليه تعدادي آدرس IP از پيش تعيين‌شده شروع مي‌شود كه سرورهاي كاخ سفيد از آن جمله بودند. در كمتر از يك هفته اين ويروس توانست سيصد هزار سرور را آلوده سازد و رقمي در حدود 6/2 ميليارد دلار خسارت را بر جاي بگذارد.

SQL  SLAMER
اين كرم اولين بار در 25 ژانويه سال 2003 انتشار يافت. اثر تخريبي قابل توجه آن، افزايش بار ترافيك اينترنتي بود. اين كرم با نام Sapphire نيز شناخته مي‌شود و تنها در يك بسته 376 بايتي خلاصه مي‌شود. اين كرم با توليد آدرس‌هاي IP تصادفي، خود را به آن‌ها ارسال مي‌كند. چنانچه رايانه قرباني داراي نسخه رفع عيب شده نباشد، به محض آلوده شدن توسط اين كرم، امكان انتشار كرم به ساير آدرس‌هاي تصادفي را فراهم مي‌سازد. اين ويروس توانست ركورد آلوده‌سازي 75هزار رايانه در دقيقه را بر جاي گذارد.

اين ويروس با بالا بردن ترافيك مسيرياب‌ها عملاً آن‌ها را از كار مي‌انداخت و سبب مي‌شد ترافيك ساير مسيرياب‌ها بالا‌رود و آن‌ها نيز دچار مشكل شوند. به دليل اين‌كه اين ويروس در روز تعطيل آخر هفته يعني يكشنبه انتشار يافت، نتوانست خسارات مالي چنداني به بار آورد. با اين حال توانست پانصد هزار سرور را در سراسر دنيا از كار بيندازد و ارتباطات آنلا‌ين كشور كره جنوبي را تا دوازده ساعت مختل كند.

Blaster
تابستان سال 2003 مصادف با انتشار دو كرم Blaster و Sobig بود. اين واقعه روزهاي سختي را در پي داشت و در خاطره‌ها ثبت شد. كرم Blaster كه با نام‌هاي Lovesan و MSBlast نيز شناخته مي‌شود، در يازدهم آگوست سال 2003 در عرض دو روز با نهايت ميزان انتشار در شبكه‌ها و اينترنت پخش شد و با بهره‌گيري از حفره امنيتي موجود در ويندوزهاي 2000 و اكس‌پي در هنگام آلوده‌سازي به كاربران پيغامي مبني بر خاموش شدن بي‌چون چراي كامپيوتر در چند ثانيه آينده را مي‌داد.

با كنكاش در فايل اجرايي اين ويروس، يعني MSBLAST.EXE دو عبارت <سن، من عاشق تو هستم> و <بيل گيتس دست از مال اندوزي بردار و به فكر اصلاح نرم‌افزارهاي خود باش> كشف شد. اين كرم به گونه‌اي برنامه‌ريزي شده بود كه در روز پانزدهم آوريل همان سال حملات از نوع DoS را عليه سايت windowsupdate.com ترتيب دهد. اين ويروس سرانجام با آلوده ساختن هزاران رايانه، آمار خسارت بين دو تا ده ميليون دلار را برجاي گذاشت.

Sobig.F
 كرم Sobig به هنگام انتشار خود در چندين گونه مختلف همانند Sobig.F كه مخرب‌ترين آن‌ها نيز بود، در شبكه‌ها و اينترنت پخش شد. سرعت انتشار اين كرم در نوزدهم آگوست 2003 بالغ بر يك ميليون نسخه در ظرف كمتر از 24 ساعت بود كه توانست ركوردي باورنكردني را بر جاي گذارد.

پخش شدن اين كرم توسط ضميمه‌هاي آلوده ايميل‌ها صورت مي‌گرفت و اين ويروس مي‌توانست پس از آلوده‌كردن سيستم‌ها خود را به تمام آدرس‌هاي ايميلي كه مي‌يافت، ارسال كند و بدين ترتيب بار مضاعفي بر ترافيك اينترنت تحميل كند. در ماه سپتامبر سال 2003 اين كرم سرانجام پس از وارد ساختن پنج تا ده ميليارد دلار خسارت و آلوده‌سازي بيش از يك ميليون رايانه، به طور خودكار از كار باز ايستاد و انتشار خود را متوقف ساخت. در آن سال مايكروسافت جايزه‌اي 250هزار دلاري براي شناسايي نويسنده اين ويروس تعيين كرد كه تاكنون كسي موفق به دريافت آن نشده است.

BAGLE
به‌رغم معماري كلاسيك اين ويروس مي‌توان آن را ويروسي همه فن حريف به حساب آورد. اين ويروس اولين بار در پانزدهم ژانويه سال  2004 سربرآورد و از طريق ضميمه‌هاي آلوده ايميل انتشار يافت و به همين ترتيب با استفاده از آدرس‌هاي ايميلِ سيستم قرباني، خود را به سرعت پخش نمود.

خطر واقعي اين كرم (با نام ديگر Beagle) و شصت تا صدگونه مختلف آن، هنگامي است كه رايانه‌اي را آلوده  مي‌سازد و در پي آن يك Backdoor از طريق پورت TCP ايجاد مي‌كند كه اين عملكرد امكان كنترل و دسترسي به داده‌هاي سيستم قرباني را در اختيار كاربران از راه‌دور قرار مي‌دهد.

اين كرم با انگيزه كسب منافع ايجاد شده بود و از اين رهگذر سبب كسب شهرت و به تبع آن رسوايي هكرهاي درگير مي‌شد. اين كرم بايد در 25 ژانويه سال 2004 براساس طراحي خود غيرفعال مي‌شد، اما به واسطه انتشار گونه‌هاي مختلف آن تا به امروز كاربران از شر آن در امان نمانده‌اند. اين كرم نيز همانند هم رده‌هاي خود تاكنون ده‌ها ميليون دلار خسارت به بار آورده است.

MyDOOM
 در تاريخ 26 ژانويه سال 2004 موج فراگير شدن اين كرم به وفور احساس مي‌شد و اين ويروس توانست در عرض چند ساعت از طريق ايميل‌هاي با ضمايم آلوده، در اينترنت منتشر شود. نحوه انتشار اين ويروس بدين صورت بود كه در ابتدا با ارسال ايميلي مبني بر بروز خطا در ايميل‌هاي قبلي ارسال شده از جانب كاربر، گيرندگان نامه را گمراه مي‌ساخت و بدين‌ترتيب آن‌ها را ترغيب مي‌كرد ايميل هاي آلوده را باز كنند و به ضميمه آلوده آن اجازه فعاليت دهند.
اين ويروس همچنان تلاش مي‌كرد از طريق پوشه‌هاي به‌اشتراك گذاشته شده كاربران نرم‌افزار كازا، خود را بيش از پيش منتشر كند. اين كرم طوري برنامه‌ريزي شده بود كه پس از دوازدهم فوريه سال 2004 غيرفعال شود.

SASSER
آغاز انتشار اين ويروس سي‌ام آوريل سال 2004 بود. اين ويروس به اندازه كافي مخرب بود و توانست با بهره‌گيري از قدرت خود اختلال در ارتباطات ماهواره‌اي چند بنگاه خبري كشور فرانسه و لغو چندين پرواز خطوط هوايي شركت دلتا را به نام خود ثبت كند. به علاوه، توانست رايانه‌هاي ساير مشاغل را از كار بيندازد.

اين ويروس با بهره‌گيري از حفره امنيتي سيستم‌عامل‌هاي روزآمد نشده ويندوز 2000 و اكس‌پي خود را انتشار مي‌داد و در مسير خود نيز به دنبال چنين ميزباناني مي‌گشت تا آن‌ها را نيز آلوده سازد. سيستم‌هايي كه به اين ويروس آلوده مي‌شدند، در چندين نوبت قفل مي‌كردند يا بي ثبات مي‌شدند كه اين رفتار منجر به وارد آوردن ده‌ها ميليون دلار خسارت شد.

ويروس Sasser توسط يك دانشآموز دبيرستاني هفده ساله و مقيم كشور آلمان نوشته شده بود كه در روز تولد هيجده سالگي وي انتشار يافت. از آن جايي كه هنگام طراحي اين ويروس او سني كمتر از سن قانوني داشت، حكم محكوميت وي به حالت تعليق در آمد.

 

20 سال با ويروس‌ها

1982
Elk Cloner از اولين ويروس‌هايي بود كه به خارج از آزمايشگاه‌ها راه يافت و سيستم‌هاي Apple II را آلوده مي‌ساخت.

1983

فرد كوهن كه از پيشگامان تحقيق در زمينه ويروس‌ها بود، براي اولين بار واژه ويروس كامپيوتري (Computer Virus) را به كار برد. از نظر وي برنامه‌هايي كه قادر بودند ساير برنامه‌ها را به گونه‌اي دستكاري كنند كه سبب تغيير و تحول خودكار در آن‌ها شوند، ويروس خوانده مي‌شوند.

1987
ويروس Lehigh در دانشگاه Lehigh كشف شد. اين ويروس قادر بود مقيم حافظه شود و اولين ويروسي بود كه مي‌توانست فايل‌هاي اجرايي را آلوده سازد. به عنوان نمونه، فايل COMMAND.COM اولين سري از ويروس‌هاي معيوب در دانشگاه Hebrew در دارالسلام پيدا شد كه برخلاف تلاش نويسنده‌اش، فايل‌هاي از قبل آلوده شده را نيز دوباره آلوده مي‌ساخت. اين ويروس جزء اولين ويروس‌هاي مهلك محسوب مي‌شود. در همين سال نيز برنامه‌هاي ويروس‌ياب تجاري از قبيل McAfee ،VirusScan و FluShot پا به عرصه وجود گذاشتند.

1988
در اين سال اولين ويروس‌هاي سيستم‌عامل مكينتاش با نام‌هاي MacMag و Scores انتشار يافتند. در همين سال اولين ويروسي كه كد خود را مخدوش كرده بود (حذف يا ويرايش آن را بسيار سخت مي‌ساخت)، با نام Cascade  ديده شد.

اين سال با انتشار اولين كرم در ابعاد وسيع - ويروسي كه توسط منابع خارجي از قبيل اتصال اينترنت يا سرور شبكه پخش مي‌شود - نيز مصادف بود. اين كرم Moris نام داشت و هدف آن ضربه زدن به اينترنت بود. اين كرم توسط فرزند پسر يك مشاور امنيت ملي ايالا‌ت متحده در دانشگاه MIT رها شد كه بعدها دليل انتشار آن توسط شخص مزبور يك تصادف عنوان شد.

 

1989
اولين ويروس مخرب برنامه‌هاي ويروس‌ياب يعني Dark Avenger/Eddie پا به عرصه گذاشت. اين ويروس سعي مي‌كرد برنامه‌هاي ضدويروس را پاك كند و خود را جايگزين آن‌‌ها نمايد. اين ويروس توسط محققي صاحب تأليفات متعدد با نام Vessilen Bontchev نوشته شد.

در همين سال ويروس Frodo كه يك ويروس مخفي بود، انتشار يافت. اين ويروس به صورت مخفيانه اقدام به آلوده سازي فايل‌ها مي‌نمود و هنگامي كه كاربران قصد مشاهده فهرست فايل‌ها را داشتند، هيچ ردي از خود آشكار نمي‌ساخت. با اين حال به دليل وجود نقص در كد اين ويروس، عملكرد آن با مشكل مواجه شد.

1990
در اين سال چندين ويروس‌ياب از قبيل Integrity Master (نوشته Wolfgang Stiller)، پاندا (نوشته Pam Kane) و Vi-Spy (نوشته Ray Glath) پديدار شدند.

بدين‌ترتيب با عرضه اين برنامه‌ها، آتش پيكار ميان برنامه‌هاي ضدويروس و ويروس‌نويسان شعله‌ور شد. از سويي ديگر، Ghostballs كه اولين ويروس از نوع چندريختي (Polymorphism) محسوب مي‌شود، شناسايي شد. اين ويروس‌ علاوه‌بر برنامه‌ها، بوت سكتورها و Master Boot Recordها را نيز آلوده مي‌ساخت.

يكي ديگر از سري ويروس‌هاي چندريختي، 1260.V2P بود كه به صورت تصادفي ظاهر مي‌شد و با مخدوش كردن خود، يافتن و از ميان بردن خود را دشوار مي‌ساخت.
 
در همين سال اولين سري ويروس‌هاي مسلح كه از خود در برابر نفوذ به كد منبع محافظت مي‌كردند، ظهور يافتند. از اين دست مي‌توان به ويروسِ تا دندان مسلح Whale اشاره كرد كه دستيابي به كد منبع خود را بسيار مشكل ساخته بود.

 

1991
اولين ويروس چند ريختي، مسلح و مخفي با مكانيزم مخدوش‌سازي متغير، تحت نام Tequila انتشار يافت. اين ويروس Master Boot Record را هدف قرار مي‌داد و به محض آلوده ساختن اين قسمت، برنامه‌هاي ديگر را آلوده مي‌نمود و بدين ترتيب به بقاي خود ادامه مي‌داد.
 
ويروس‌هاي توسعه‌يافته‌ توسط ابزارهاي ايجاد ويروس موسوم به Virus Lab Toolkit براي اولين بار پديدار شدند. اغلب اين ويروس‌ها داراي نقصي در خود بودند كه بدين ترتيب نتوانستند اثر تخريبي چنداني بر جاي گذارند.
 
ويروس‌هاي از نوع DAME با استفاده از Dark Avenger Mutuation Engine نوشته شدند كه اين ابزار ويروس‌هاي ساخت خود را به صورت چندريختي در ميآورد. انتشار اين ويروس‌ها بيشتر در سال بعد، يعني 1992 شايع شد.

1992
ويروس ميكل‌آنژ كه مي‌توانست انواع ديسكت‌ها را آلوده سازد، سر بر آورد. اما بر خلاف پيش‌بيني رسانه‌ها، نتوانست چنان كه بايد، انتشار يابد.

 

 

1993
سري ويروس چندريختي Satanburg/Little Loc/Notas كه هر قسمت وظيفه‌اي مجزا بر عهده داشت، پا به عرصه گذاشت. Satanburg داراي كدي بسيار سمج و پيچيده بر ضد برنامه‌هاي ويروس‌ياب بود. به نحوي كه  هنگام فعاليت خود به دنبال چهار ويروس‌ياب موجود در آن مقطع مي‌گشت و چنانچه اثري از آن‌ها مي‌يافت، ديسك حاوي آن‌ها را تخريب مي‌كرد. در اين سال براي اولين بار همكاري دو جانبه FBI و محققان ويروس‌شناس، منجر به دستگيري يك ويروس‌نويس نوجوان شد.

1994
ويروس نسبتاً آزاردهنده KAOS4 توسط يك فايل آلوده در يك گروه خبري به سرعت در سراسر جهان منتشر شد. اين ويروس از طريق متغيرهاي محيطي COMSPEC/PATH انتشار مي‌يافت و اولين ويروسي بود كه از متغيرهاي محيطي جهت يافتن اهداف و منابع بالقوه سود مي‌جست.

1995
اولين ويروس‌هاي ماكرو كه توسط زبان برنامه‌نويسي تخصيص يافته به برنامه‌هاي كاربردي همچون ورد و اكسل و Access توليد مي‌شد، ظاهر شدند.

1996
ويروس‌هاي ماكرو Laroux/Excel خود را به صورت وسيع در محيط جديد ماكروي Visaul Basic For Application همانندسازي و منتشر ساختند. همچنين ويروس ضعيف Boza توانست سيستم‌عامل ويندوز95 را كه قرار بود در برابر ويروس‌ها مصون باشد، آلوده سازد. در اين سال همچنين Staag كه توانست سيستم‌عامل نو ظهور لينوكس را آلوده كند، شناسايي شد.

 

1998
Strang Brew كه تحت محيط جاوا انتشار مي‌يافت، نمايان شد. اين ويروس يك ويروس با جنبه مفهومي و آموزشي بود و اثر تخريبي بر جاي نمي‌گذاشت.

در همين سال ويروس خطرناك CIH شناسايي شد كه فايل‌هاي اجرايي سيستم‌عامل ويندوز را آلوده مي‌ساخت و داده‌هاي هاردديسك و بايوس را رونويسي مي‌كرد و سبب مي‌شد سيستم از كار بيفتد. اين ويروس با نام بايوس چرنوبيل نيز شناخته مي‌شود و انتشار آن خسارتي بين بيست تا هشتاد ميليون دلار را در سراسر دنيا بر جاي گذاشت.

1999
ويروس ماكروي ويرانگر Melissa كه يك ماكروي برنامه ورد 97 بود، با چنان سرعتي انتشار يافت كه تاكنون از آن به عنوان سريع‌ترين ويروس انتشاريافته ياد مي‌شود. اين ويروس اولين ويروسي بود كه حجم عظيمي از ايميل‌هاي آلوده را روانه صندوق كاربران مي‌كرد. در همين سال اثر تخريبي كرم ها رو به افزايش گذاشت.
از همين دست Bubble Boy اولين ويروسي بود كه وابسته به باز كردن ضميمه نامه توسط گيرنده خود نبود و به محض بازكردن خود نامه، شروع به فعاليت مي‌كرد. اولين ماكروي چند برنامه‌اي در همين سال انتشار يافت كه مي‌توانست فايل‌هاي برنامه‌هاي ورد، اكسل و پاور پوينت را آلوده سازد.

2000
ويروس معروف I LOVE YOU (با نام‌هاي ديگر LoveLetter و The Love Bug) كه از سري ويروس‌هاي ارسال‌كننده ايميل با حجم عظيم بودند، پديدار شد. اين ويروس پس از آلوده‌سازي قرباني، خود را به آدرس‌هاي موجود در فهرست تماس سيستم قرباني ارسال مي‌كرد. ايده به كار برده شده در اين ويروس، يعني وعده عشق، بسيار موفق عمل كرد و توانست بسياري از كاربران را وسوسه كند تا ضميمه آلوده را باز كنند. اين ويروس به سرعت در سراسر دنيا منتشر شد و ميلياردها دلار خسارت از خود بر جاي گذاشت.
در همين سال ويروس موسوم به Stages كه در ضمايم نامه‌ها با پسوند جعلي TXT پنهان مي‌شد، انتشار يافت. اما در حقيقت ضميمه ايميل‌هاي آلوده فرستاده شده از جانب اين ويروس، حاوي يك فايل اجرايي با پسوند. EXE بودند. در ضمن اولين سري از حملات DoS كه سايت‌هاي آمازون، اي‌بي، گوگل، ياهو و مايكروسافت را هدف قرار داده بود، پا به عرصه گذاشت.

2001
كرم Sircam كه اسناد شخصي و فايل‌ها را از سيستم قرباني به بيرون ارسال مي‌كرد، شناسايي شد. حجم زياد اين ويروس مانع از انتشار سريع آن مي‌شد. كرم مخرب CodeRed نيز چهارصد هزار صفحه وب را تنها در چند ساعت از كار انداخت و توانست حتي صفحات وب كاخ سفيد را آلوده سازد. همچنين ويروس موسوم به Nimda توانست با بهره‌گيري از تكنيك‌هاي ماهرانه همانندسازي، هزاران سيستم را در سراسر دنيا به سرعت آلوده كند.
كرم Bad Trans نيز كه جهت ربودن اطلاعات ارزشمندي همچون كلمات عبور و اطلا‌عات كارت‌هاي اعتباري و ارسال آن‌ها به برنامه نويسش طراحي شده بود، خود را معرفي كرد. اما استراتژي هوشمندانه همانندسازي اين ويروس بلاي جان خود شد و نتوانست در برابر ويروس‌ياب‌ها قد علم كند.

2002
 برنامه نويس ويروس Mellisa يعني David L.Smith به بيست ماه زندان  محكوم شد. اولين سري ويروس‌هاي با پوشش محتوايي درباره اشخاص معروف همچون خوانندگان و بازيگران انتشار يافتند كه رونويسي فايل‌هاي كاربران را هدف خود قرار مي‌دادند. اما تغيير نام آشكار فايل‌ها توسط اين ويروس آن‌ها را به سادگي رسوا مي‌ساخت.

 

2003
كرم موسوم به SQL Slammer توانست در عرض تنها ده دقيقه 75 هزارسيستم را آلوده سازد. اين كرم هيچ قسمت تخريبي با خود به همراه نداشت، اما سبب بالا‌بردن ترافيك اينترنت مي‌شد و كارايي شبكه‌ها و اينترنت را به طور محسوسي كاهش مي‌داد.

كرم معروف Blaster در تاريخ يازدهم آگوست اين سال ظهور كرد و با بهره‌گيري از سيستم عامل‌هاي 2000 و اكس‌پي آن‌ها را آلوده مي‌ساخت و طوري طراحي شده بود كه يك سري حملات از نوع DoS را عليه سايتwindowsupdate.com در تاريخ پانزدهم آگوست پي‌ريزي كند. اما برخلاف انتظار برنامه‌نويس آن،  اين ويروس در تاريخ مذكور تقريباً در حجم وسيعي مهار شد.

Sobig.F ويروسي ديگر از گونه ارسال كنندگان ايميل‌هاي بي‌شمار بود كه سيستم‌ها را از طريق پوشه‌هاي اشتراكي ناامن هدف قرار مي‌داد. اين ويروس توانست با سرعت سرسام آوري در عرض تنها 24 ساعت بيش از يك ميليون نسخه از خود را تكثير كند. ويروسي ديگر از اين دست، كرم Sober بود كه خود را به عنوان يك برنامه ويروس‌ياب و به دو زبان انگليسي و آلماني معرفي مي‌كرد. اين كرم در مقياس متوسط انتشار يافت.

2004
Bagle كرمي بود كه با بهره‌گيري از پورت TCP يك درِ پشتي در سيستم ايجاد مي‌كرد و بدين ترتيب دروازه نفوذ و سودجويي را براي نويسندگانش باز مي‌نمود. در همين سال كرم MyDoom كه افتخار سريع‌ترين كرم منتشر شده را به دنبال خود يدك مي‌كشد، منتشر شد. اين كرم از طريق ايميل و پروتكل انتقال فايل برنامه كازا پخش مي‌شد.
ويروس خبرساز ديگر اين سالSasser بود كه با آلوده‌كردن سيستم‌ها در سراسر دنيا ميليون‌ها دلار خسارت به بار آورد. طراح اين ويروس يك دانشآموز دبيرستاني و هفده ساله اهل كشور آلمان بود. اين ويروس با بهره‌گيري از حفره‌هاي امنيتي موجود و از طريق اينترنت قربانيان خود را مي‌يافت.

واقعه ديگر اين سال اعلام عمومي برخي از حفره‌هاي امنيتي نرم‌افزارهاي موجود از طرف Internet Security Systems بود كه به تبع آن و بلافاصله يك روز بعد، خبر ويروس موسوم به Witty منتشر شد. و توانست با بهره‌گيري از حفره‌هاي ذكرشده به داخل سيستم‌هاي آسيب‌پذير رخنه كند و قسمت‌هايي از هاردديسك را آلوده كند. روند رو به رشد تالارهاي گفت‌وگوي اينترنتي نيز در اين سال از آسيب ويروس‌ها در امان نماند و بسياري از تالارها توسط كرم Santy آلوده شدند. اين كرم قربانيان خود را با استفاده از موتورهاي جست‌وجوي معروف همچون گوگل مي‌يافت و آن‌ها را طعمه خود قرار مي‌داد.

2005
در اين سال كرم Zatob وارد اينترنت شد. هدف اين كرم سوء استفاده از محيط‌هاي چت بود. به نحوي كه با ساختن يك در پشتي به كانال IRC، به دنبال ماجول‌هاي وصله نشده مي‌گشت تا ضميمه آن‌ها شود و به سيستم رخنه كند.

2006
مايكروسافت اعلام كرده ‌است اسب‌هاي تروا و بات‌ها بزرگ‌ترين تهديدهاي امنيتي براي رايانه‌هاي شخصي به حساب ميآيند. در حال حاضر در حدود 7/5 ميليون رايانه ابزار Maliciuos Software Removal مايكروسافت را اجرا مي كنند كه نشان داده 62 درصد از آن‌ها آلوده به اسب تروا بوده‌اند.

نوشته شده توسط غفار در شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت 11:18 | لینک ثابت |

در دنياي آي‌تي كشمكش ميان دو يا چند فناوري هميشه باعث ارتقاي آن شده است؛ لينوكس و ويندوز، Blu-ray وHD-DVD، اكس باكس و PS3، ... و WiMAX و 3G، نمونه‌هايي از اين جنگ و ستيزند.

آنچه اهميت طرح شركت Sprint را افزايش مي‌دهد اين است كه اين  شركت قصد دارد فناوري   واي مكس را در قالب يك شبكه بي‌سيم موبايل و نه ثابت و در سرتاسر ايالات‌متحده ارائه دهد. در سوي ديگر، فناوري سلولي نسل سوم موبايل موسوم به 3G قرار دارد. شبكه‌هاي 3G توانايي ارائه اينترنت پرسرعت و ويديو روي گوشي‌ها و تجهيزاتي كه از اين فناوري پشتيباني مي‌كنند، را دارند. شبكه سلولي (cellular netwok)، يك شبكه راديويي متشكل از چندين سلول راديويي است كه هر يك توسط يك سايت سلولي سرويس‌دهي مي‌شوند. حجم انتقال داده بالا، نياز به انرژي كم و پوشش‌دهي خوب راديويي، از مزاياي شبكه‌هاي سلولي است.

اين فناوري در كشورهاي خاورميانه و از جمله ايران شناخته شده‌تر است. براي نمونه، شركت <اتصالات> امارات‌ عربي متحده‌ ارائه برنامه‌هاي شبكه‌هاي  تلويزيوني روي گوشي‌هاي موبايل را با استفاده از فناوري نسل سوم شبكه‌هاي سلولي در دستور كار خود دارد كه در خبرهاي مربوط به آخرين نمايشگاه جي‌تكس نيز به آن اشاره شد.

واي‌مكس كه اينتل از آن پشتيباني مي‌كند و شركت اسپرينت روِياي آن را در سر مي‌پروراند، با همه سر و صدايي كه به پا كرده است، منتقداني نيز دارد. اسپرينت در پاييز سال گذشته ميلادي اعلام كرد كه قصد دارد يك شبكه سراسري واي‌مكس موبايل در ايالات متحده راه‌اندازي كند كه هزينه آن سه ميليارد دلار است.
 
اسپرينت ادعا كرده است كه شبكه واي‌مكس سيارش هم سريع‌تر و هم ارزان‌تر از شبكه‌هاي سلولي نسل سوم موبايل خواهد بود. آنگونه كه گفته شده است، اين شبكه در اواخر سال جاري ميلادي در شيكاگو و واشنگتن و در سال 2008 در سراسر اين كشور به بهره‌برداري خواهد رسيد.

Derek Kerton، سرپرست شركت مشاوره‌اي Kerton Group، مي‌گويد: <واي مكس بايد انبوهي از موانعي را پشت سر بگذارد كه در چشم حاميان آن كوچك جلوه مي كنند.آن‌ها بايد وعده هاي خود را به واقعيت بدل كنند.>

از سوي ديگر كميسيون ارتباطات فدرال (FCC)، اين شركت را به شدت تحت فشار قرار داده است تا يا محدوده امواجي را كه در سال 2005 براي راه اندازي پروژه واي‌مكس سيار خود به قيمت گزافي از طريق شركت Nextel (اين دو شركت در همان سال با هم ادغام شدند) تأمين كرده است، مورد استفاده قرار دهد  يا روِياي واي مكس سراسري را فراموش كند.

شكل 1- يك آنتن بي‌سيم واي مكس، ساخت شركت RFS

اگر اسپرينت محدوده امواجي را كه در اختيار دارد رها كند، رقباي قوي‌ترش آن را تصاحب خواهند كرد، ولي اين تنها يك جنبه ماجرا است. از چهار كرير شبكه‌هاي سلولي در ايالات متحده تنها اسپرينت محدوده موج كافي براي انجام چنين پروژه بزرگي را در اختيار دارد. مايك رابرتز، يكي از تحليلگران ارشد گروه پژوهشي Informa Telecoms & Media، مي‌گويد: <اسپرينت در موقعيتي حساس و بي‌نظير قرار دارد؛ يا بايد از محدوده امواجي كه در اختيار دارد استفاده كند يا آن را از دست خواهد داد.>
 
لاك، پژوهشگر مؤسسه تحقيقاتي Pyramid Research، نيز مي‌گويد: <اگر ادعاهاي اين شركت به واقعيت بپيوندد، بسيار محتمل است كه سرويس‌هاي 3G ارائه شده توسط ديگر شركت‌ها را تحت تأثير خود قرار دهد.>

به همين دليل، حتي منتقدان واقع گرايي چون Kerton نيز اذعان مي كنند ريسكي كه اسپرينت به جان خريده است، ارزشش را دارد. او مي‌گويد: <من قدرت نمايي اسپرينت را مي‌ستايم، آن‌ها بي‌پروا هستند و اگر بخواهند، به روِيايشان خواهند رسيد و به برتري بي‌بديلي دست خواهند يافت.>

اسپرينت ادعا مي‌كند كه سرعت دانلود شبكه واي‌مكس سيار آن بين دو تا چهارمگابيت بر ثانيه و سرعت آپلود آن در حدود يك مگابيت بر ثانيه خواهد بود. چنين سرعتي دست كم چندين برابر بيشتر از آن چيزي است كه فناوري نسل سوم موبايل(3G) كه كريرهاي شبكه‌هاي سلولي، از جمله خود اسپرينت، هم اكنون مشغول ارائه و ارتقاي آن هستند، وعده‌اش را داده است. سرعت انتقال داده در  شبكه‌هاي سلولي بين پنجاه تا پانصد كيلوبيت بر ثانيه است.

Kerton مي‌گويد: <ترديدها نسبت به قابليت‌هاي فني واي‌مكس بسيار بيشتر از وعده‌هاي حاميان اين فناوري است.> به عقيده وي اين فناوري با موانع زيادي مواجه است كه از آن جمله، قول‌هايي است كه درباره انتقال تجهيزات سلولي، استفاده از آن در ساختمان‌ها و برج‌ها و نيز ساخت تجهيزات راديويي كه بتواند در داخل لپ تاپ جا بگيرد داده شده است. به گفته وي اين فناوري در زمينه مصرف انرژي نيز با چالش‌هايي روبه‌رو است و آن‌ها در اين مورد حتي يك  نشست هم براي سازگاري محصولات ديگر شركت‌ها با فناوريشان برگزار نكرده‌اند.

شايد دليل اين‌كه تب واي‌مكس و 3G در ايالات‌متحده بالا گرفته اين است كه واي مكس و 3G در اين كشور به يك اندازه مورد توجه شركت‌ها و كاربران هستند و موفقيت يكي از آن‌ها بر موقعيت ديگري تأثير خواهد گذاشت. لقمه‌اي كه  اسپرينت برداشته به قدري بزرگ است كه اگر بتواند آن را ببلعد، جايگاه 3G در اين كشور متزلزل خواهد شد.Sprint Nextel به گونه‌اي برنامه‌ريزي كرده است كه تا سال 2008 تعداد مشتركان واي مكس موبايل خود را به صد ميليون نفر برساند!

شكل 2 - يك سايت سلولي راديويي‌

در كانادا نيز شركت نورتل، سازنده تجهيزات ارتباطي كه تاكنون در راه‌اندازي بيش از سيصد شبكه بي‌سيم در هفتاد كشور جهان مشاركت داشته است، با همكاري  شركت‌هاي SAB و Netgo Wireless، بزرگ‌ترين شبكه واي‌مكس ثابت كانادا را راه‌اندازي كرد. سرعت انتقال داده‌ها در اين  شبكه بين يك تا سه مگابيت بر ثانيه است.

با همه اين‌ها شبكه‌هاي سلولي نسل سوم  نيز جايگاه خوبي در سراسر جهان دارند.

بسياري از كريرها و اپراتورهاي جهان به ارائه اين فناوري مي‌پردازند، گستره وسيعي از تجهيزات موبايل با آن سازگارند و قابليت‌هاي فعلي اين فناوري هم تأمين‌كننده بسياري از نيازهاي كاربران عادي و تجاري است. اين‌كه راه‌اندازي يك شبكه واي‌مكس گسترده براي بسياري از كريرها هزينه‌هاي زيادي در بر دارد، نيز جاي خود دارد.

Philip Solis، تحليلگر ارشد مؤسسه تحقيقاتي ABI Research،  نيز عقيده‌اي ميانه‌روانه‌تر دارد. او در مصاحبه با  سايت ديلي وايرلس درباره جايگاه سه فناوري بي‌سيم واي‌مكس، 3G و واي‌فاي مي‌گويد: <بايد اينترفيس‌هاي هوايي اين سه فناوري را مورد توجه قرار داد.(انتقال داده‌ها در اين سه فناوري در هوا و از طريق امواج انجام مي‌شود 3G ( فناوري ويژه wireless wide area network) WWAN)، واي‌مكس فناوري ويژه (wireless metropolitan area network (WMAN و واي‌فاي  فناوري ويژه wireless local area network) WLAN) است.>
 
به عقيده وي هر يك از اين شبكه‌ها جايگاه خود را دارند و هيچ يك جاي ديگري را نمي‌گيرد. براي مثال، واي‌فاي مي‌تواند در ساخت شبكه‌هاي WMAN در مناطق شهري مورد استفاده قرار بگيرد. چون نيازي به دريافت مجوز استفاده از پهناي باند راديويي ندارد و نيز بسياري از لپ‌تاپ‌ها، PDAها و تجهيزات موبايل به خوبي با آن سازگارند، ولي شبكه‌هاي واي‌مكس بايد مجوز پهناي باند راديويي مورد استفاده خود را خريداري كنند. در عوض مي‌توان از واي‌مكس در يك شبكه WWAN و حتي  در ساخت يك wireless regiona area technology) WRAT) در اطراف شهرها با استفاده از فركانس‌هاي پايين‌تر در پهناي باند هفتصد مگاهرتز استفاده كرد.

به عقيده Solis، فناوري، اكوسيستم و پوشش شبكه‌هاي سلولي نسل سوم (3G cellular) به دليل جاافتاده‌تر بودن آن نسبت به فناوري‌هاي نوظهورتر و نيز دسترسي‌پذيري بيشتر آن روي تجهيزات قابل حمل موبايل، بهترين راهبرد براي ساخت يك شبكه WWAN با كاركرد طولاني مدت است.

با اين حال دليل اين‌كه اپراتورهاي موبايل در كنار ارائه خدمات مبتني بر فناوري 3G، به  واي‌مكس نيز روي آورده‌اند اين است كه شبكه‌هاي سلولي 3G در ارائه كاملاً همزمان خدمات ديتا به كاربرانشان در يك base station با محدوديت مواجهند. در چنين موردي، كارايي واي‌مكس بسيار بيشتر است و از كاربران بيشتري در يك base station  پشتيباني مي‌كند.

نوكيا در سال 2008 فروش تجهيزات موبايل سازگار با واي‌مكس را آغاز خواهد كرد. فناوري نسل چهارم شبكه‌هاي موبايل(4G) آنگونه كه پيش‌بيني مي‌شود، تا سال 2012 ميلادي وارد عرصه خواهد شد. اسپرينت، واي مكس را به عنوان يكي از گزينه هاي4G  برگزيده است.

با راه‌اندازي و گسترش اين فناوري‌ها، نيازها، كاستي‌ها و مزاياي بيشتري نمايان خواهند شد و شايد اين كشمكش را وارد مرحله تازه‌تري كند. البته فناوري به چنين كشمكش‌هايي نياز دارد

نوشته شده توسط غفار در چهارشنبه نوزدهم دی 1386 ساعت 11:58 | لینک ثابت |

عرضه دیسک های سخت یک ترابایتی توسط Samsung

دیسک های سخت 1 ترابایتی سامسونگ تشکیل شده از 3 صفحه ذخیره سازی 334 گیگابایتی

شرکت Samsung Electronics یکی از پیشتازان صنعت الکترونیک و بزرگترین تولید کننده تراشه های حافظه DRAM جهان، علی رقم حصور نه چندان مطرح در بازار دیسک های سخت تابه امروز، به تازگی از دیسک های سخت 1 ترابایتی خود مجهز به پیشرفته ترین تکنولوژی ذخیره سازی در مقابل محصولات مشابه رقیبان خود، پرده برداری کرده است.


عرضه دیسک سخت جدید سامسونگ با نام SpinPoint F1 نه تنها سامسونگ را وارد لیست نخستین شرکت های تولید کننده دیک های سخت 1 ترابایتی نموده است، همچنین عنوان برترین تکنولوژی ذخیره سازی مغناطیسی را نیز به این شرکت بخشیده است.


دیسک سخت SpinPoint F1 تنها از سه صفحه مدور ذخیره سازی (Platter) با حجم 334GB استفاده می کند که به این ترتیب رکورد بیشترین تراکم در واحد سطح و نیز بیشترین فضای ذخیره سازی را تنها در یک پلاتر در اختیار سامسونگ گذاشته است در حالی که محصولات 1TB شرکت هایی نظیر Hitachi و Segate به ترتیب از 5 پلاتر 200 گیگابایتی و 4 پلاتر 250 گیگابایتی تشکیل شده اند. به این ترتیب سامسونگ ادعا میکند که دیسک های سخت جدید این شرکت به لطف استفاده از تعداد کمتر صفحات مدور ذخیره سازی سریعتر و قابل اطمینان تر هستند.
دیسک سخت SpinPoint F1 مجهز به موتور گرداننده با سرعت 7200 دور در دقیقه، رابط SATA II با سرعت 300 گیگابایت در ثانیه و همچنین پشتیبانی از NCQ است. از دیگر مشخصات این دیسک سخت می توان به میانگین سرعت جستجوی هد برابر با 8.9 میلی ثانیه، میانگین تاخیر آغاز به فعالیت برابر 4.17 میلی ثانیه و حافظه میانی با حجم 32 مگابایت اشاره نمود. به گفته سامسونگ، از روش های جدیدی برای کاهش هرچه بیشتر صدای تولید شده در هنگام فعالیت دیسک های سخت SpinPoint F1 استفاده شده است. این سری از دیسک های سخت علاوه بر ظرفیت 1 ترابایتی، در ظرفیت های 320، 500 و 750 گیگابایتی نیز تولید خواهند گردید.


با وجود محدودیت ها و موانع موجود در پیشرفت تکنولوژی فعلی ذخیره سازی مغناطیسی، دستیابی به ظرفیت های بالاتر از 1 ترابایت نشان دهنده رقابت شدید موجود در بین تولید کنندگان اینگونه محصولات ذخیره سازی است. به دلیل همین محدودیت ها و مشکلات کاری حتی با استفاده از تکنولوژی جدید تر "تکنولوژی مغناطیسی عمودی" یا "Perpendicular Magnetic Technology" که رسیدن به ظرفیت 334 گیگابایت در یک پلاتر را کاری بس دشوار می نماید، که این موضوع بیانگر هزینه تمام شده تولید و نهایتا نیاز به پرداخت بیشتر از طرف کاربران و استفاده کنندگان خواهد بود.


اولین سری از دیسک های سخت SpinPoint F1 شرکت سامسونگ درحال حاضر به فروشندگان عمده تحویل داده شده است اما تابه حال از قیمت نهایی آن برای مصرف کننده اطلاعاتی به دست ما نرسیده است. اما در یک پیشبینی خوشبینانه قیمت این درایو ها شاید در حدود 300 دلار یا بیشتر درنظر گرفته شود.

نوشته شده توسط غفار در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 ساعت 21:18 | لینک ثابت |

مانيتورهايی با ضخامت کاغذ

در مسابقه شركت‌‏هاي سازنده صفحه نمايش در جهان بر سر ساخت صفحه نمايش‌‏هاي هر چه باريك‌تر براي استفاده در تلويزيون‌‏ها گوشي‌‏هاي تلفن همراه و ديگر ابزار آلات نمايشي، اكنون شركت سوني از ساخت باريك‌ترين آنها به قطر يك كاغذ بوده و در هنگام پخش تصاوير تمام رنگي قابليت خم و راست شدن دارد خبر دادند.
به گزارش ايلنا، شركت سوني روز جمعه اين صفحه نمايش 5/2 اينچي كه داراي 3/0 ميلي متر معادل 01/0 اينج قطر است به جهانيان معرفي كرد.

در حالي كه صنعت ساخت تلويزيون‌‏هاي باريك بسيار در حال رشد است اين صفحه نمايش‌‏هاي ورقه‌‏اي كه با دست انسان خم و راست مي‌‏شود مي‌‏تواند انقلابي در صنعت تلويزيون سازي جهان ايجاد كند.

سخنگوي شركت سوني با اعلام اين خبر اظهار داشت: احتمال آن‌‏كه بتوان در آينده تلويزيون‌‏ها را مثل كاغذ ديواري به ديوار بچسباند بسيار زياد است.

نوشته شده توسط غفار در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 ساعت 21:17 | لینک ثابت |

MX Air Mouse محصولی متفاوت از لاجیتک

کمپانی صاحب‌نام لاجیتک یکی از بزرگترین کمپانی‌های تولیدکننده موسهای حرفه‌ای در جهان به تازگی موسی را عرضه کرده که به نظر می‌آید حرفهای زیادی برای گفتن دارد.

MX Air یک موس بی‌سیم قابل شارژ است که در هر شرایطی چه بر روی میز کار و چه در دستان کاربر بدون تماس با هیچ سطحی به راحتی قابل استفاده است. اگر بخواهیم نمونه مشابهی برای کار در این شرایط بیاوریم دسته‌ کنسول بازی Wii مثال خوبی است که شباهت زیادی با آن دارد.امروزه برای بسیاری از کابران ، کامپیوتر علاوه بر رفع نیازهای تخصصی به یک مرکز ارائه خدمات دیجیتالی تبدیل گشته به طوری که نیازهایی همچون داشتن یک آلبوم عکس ،موسیقی و یا ویدیویی خود را به وسیله آن برطرف می‌کنند بنابراین نیاز به یک موس بی‌سیم که بر روی میز مانند یک موس حرفه‌ای و در دستان کاربر مانند کنترل بی‌سیم عمل کند به شدت احساس می‌شود.

ری دلی(Roy dooley) نایب رئیس کمپانی لاجیتک و رئیس ارشد بخش بازاریابی و تجارت این شرکت در توضیح این محصول گفت: MX Air تحولی عمیق در کنترل پیشرفته محیط کار کامپیوتر‌های شخصی به وجود می‌آورد واین موس بهترین گزینه برای کسانی است که از کامپیوتر خود به عنوان آرشیو موسیقی ، مرورگر صفحات اینترنت و یا حتی به عنوان یک Digital Media در اتاق پذیرایی بهره می‌برند.

ویژگی‌های فیزیکی MX Air

MX Air از نظر طراحی بسیار قوی،کارا و انعطاف‌پذیر است. از نظر خصوصیات داخلی نیز تا حدودی شبیه به مدل موفق MX Revolotion است برای مثال فرکانس کاری سیستم بی‌سیم این موس 2.4GHz است که این فرکانس بالا برد 10متری را برای MX Air به ارمغان آورده است. بر روی این موس علاوه بر دکمه‌های عمومی چند دکمه میانبر Play,Back,Select,Volume نیز تعبیه شده کلید Scroll نیز به یک کلید لمسی تغییر شکل یافته است.



اما در مورد تکنولوژی FreeSpace ابن موس باید گفت که این تکنولوژی به کاربر این امکان را می‌دهد که موس را در هر جهتی کنترل کند و با کمترین دردسر به هدف خود برسد FreeSpace در حقیقت نتیجه بکارگیری سه تکنولوژی منحصر به فرد است که به واسطه آنها این موس به قابلیتهای زیادی دست پیدا کرده :

- MEMS (Micro Electro Mechanical Systems)sensors

- DSP and 2.4GHz RF(Radio Frequency) technology


علاوه بر این یک الگوریتم پیچیده نیز برای تشخیص اینکه آیا حرکت دست عمدی بوده یا نه در نظر گرفته شده است و بنابراین لرزش دست ویا حرکت‌های غیر عمدی بر روی حرکت موس بی تاثیر است

تصاویری بیشتر از این موس:

 

نوشته شده توسط غفار در پنجشنبه هجدهم مرداد 1386 ساعت 21:15 | لینک ثابت |